ابراهيم عاملي ( موثق )

110

تفسير عاملي ( فارسي )

ندارند . امام فخر : ابو صالح گفته است : مقصود اخته كردن و گوش بريدن و چشم بدر كردن حيوانات است ، چون عرب رسم داشت اگر عدد شترانش بهزار ميرسيد يك چشم شتر نر تخمى را كور ميكرد ، و ابن زيد گفته است : مقصود تخنّث است ( يعنى انجام دادن نر كار ماده را ) و بنابراين معنى ميتوانيم بگوئيم سحّاقات هم مشمول هستند ، زيرا تخنّث كه انجام دادن نر كار ماده است ، پس سحق هم مانند آن است كه ماده كار نر را انجام داده است ( مترجم ) و هم امام فخر پس از نقل اين اقوال خود اظهار نظر مىكند ، اينك خلاصه و توضيح آن : انسان بوسوسه ى شيطان با سه وسيله خلقت خود را كه بالاترين خلق خدا است تغيير ميدهد : 1 - بجمله ى « لأُمَنِّيَنَّهُمْ » دل - انسان را مضطرب دارد كه بواسطه ى آرزوهاى دور و دراز پيوسته بيقرار است ، و ناراحت ، 2 - بجمله ى « فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الأَنْعامِ » در عقل و فكر او توليد نقص مىكند چون كندن و از دست دادن گوش موجب از دست دادن قوّت شنوائى است كه بزرگترين وسيله ى ادراك و فهم است ، 3 - بجمله ى « فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّه » نتيجه ى عمل گذشته را نشان ميدهد كه آن را كه دل مشغول به دنيا بود و گوش شنوائى و عقل دانائى نداشت و راه بد و ضلالت را از هدايت و راه مستقيم تشخيص نداد ، دلش هم كور مىشود و يك - بارگى فطرت اصلى و قوّت تميز خير و صلاح از او سلب مىشود ، و خلقت صالح اصلى او عوض مىشود ، به صورت مخلوق مادّى كه بمفاد « نَسُوا اللَّه فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ » يعنى آنها خدا را فراموش كردند ، خدا هم چنان آنها را از خودشان بى خبر كرد كه خود را فراموش كردند ، و نيز بمفاد « لا تَعْمَى الأَبْصارُ وَلكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ » كه چشم كور نيست امّا ديده ى بصيرت كور است ، اينها همه اثر عمل شيطان و نابودى حقيقت انسانيّت است . طنطاوى و محمّد عبده : در تفسير خود اين جمله ى « فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّه » را تغيير از خلقت و فطرت اصلى آدمى معنى كرده‌اند و چنين نتيجه گرفته‌اند : خلقت اصلى آدمى را كه عقل و خرد و استعداد تكامل و ترقّى او است عوض ميكنند و مانع از